هم افزا
آموزشی و اطلاع رسانی
یکشنبه 01 شهریور 1394 :: 21:57 ::  نويسنده : mm114

 

یکشنبه 01 شهریور 1394 :: 21:56 ::  نويسنده : mm114

 

 

سید محمدصادق خرازی، دیپلمات کهنه کار و با سابقه ای که در یک سال گذشته به واسطه تاسیس حزب نسل دوم اصلاحات موسوم به (ندای ایرانیان) نامش بیش از پیش بر سر زبان ها افتاده است در جدیدترین گفتگوی خود با هفته نامه مثلث از اصلاح‌طلبانی که گرا به دشمن می‌دهند؛ نام برده و اظهار داشت: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بدوبیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم.کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند؛ من آن‌ها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم.لیستشان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم کهبدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهان مذاکره کرده و گرا داده است. ما این را قبول نداریم. اگر قرار باشد این‌طور باشد پس حکومت شاه را بیاوریم. اگر قرار بر این باشد که ما ته زمین هستیم و خیلی از ما لایق‌ترها وجود دارند. کسانی که در هاروارد و جاهای دیگر خوب درس‌خوانده‌اند و با تمام نهادهای آمریکایی و اروپایی هم کانکشن دارند. اگر قرار به وابستگی باشد آن‌ها بهتر از ما می‌توانند.»

اما مطرح شدن این موضوع در این برهه زمانی که اصلاح طلبان به شدت به دنبال وحدت آن هم برای انتخابات پیش روی مجلس هستند، واکنش تند برخی از افراد اصلاح طلب را به دنبال داشت.

عبدالله رمضان‌زاده، قائم‌مقام حزب منحله مشارکت و سخنگوی دولت اصلاحات، در صفحه شخصی خود نوشت: «به نظر شما لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب‌های قدیمی در جیب کیست؟!» تصویر بالا هم تیتر عجیب روزنامه اصلاح طلب برای ایشان است!

یکشنبه 01 شهریور 1394 :: 21:54 ::  نويسنده : mm114

 

 

یکشنبه 01 شهریور 1394 :: 21:53 ::  نويسنده : mm114

 

سه‌شنبه 20 مرداد 1394 :: 11:07 ::  نويسنده : mm114

 

 

 

سه‌شنبه 20 مرداد 1394 :: 10:27 ::  نويسنده : mm114

 تاریخ  تکرار  می شود و فقط هوشمندان وبا فراست ها  هر زمان است  که  از  حوادث  گذشته درس و عبرت میگیرند   وراه درست را انخاب می کنند  اکنون سوال این است  در جامعه فعلی ما  سر دمداران ناكثین، قاسطین و مارقین  چه کسانی هستند و ما در کدام جبهه قرار داریم آیا با علی زمان هستیم  یا در سنگر  پیمان شکنان , قدرت طلبان . متعصبان کور واقع شدیم و نفرین پیغمبر عزیز را به جان خریدیم  و باید بدانیم  بصیرت داشتن   فقط در شناخت درست و واقعی  حوادث ,در زمان خودش  معنی پیدا می کند  است موضوعی كه قرار است به آن بپردازم، ناكثین، قاسطین و مارقین در نهج البلاغه است

۱) «ناكث» از ریشه «نكث» است كه به معنی نقض و شكستن و دور افكندن بكار می رود. مانند: نكث العهد نبذه. یعنی عهد خود را نكث كرد یعنی شكست و به دور افكند.

۲) «قاسط» از ریشه «قسط» بوده كه هم به معنای عدل و هم به معنای عدول و انحراف از عدل (دو معنای متضاد) بكار می رود. در اینجا معنای دوم اراده شده كه منظور، عدول از حق است.

۳) «مارق» از ریشه «مروق» است كه به معنی خروج و بیرون رفتن تیر از هدف آمده است. مروق از دین خروج از حدود مرزبندی شده دین است.

سه‌شنبه 20 مرداد 1394 :: 10:26 ::  نويسنده : mm114

 

افسران - در خانه اگر کس است...
 
سه‌شنبه 20 مرداد 1394 :: 10:25 ::  نويسنده : mm114



هر مرد شتر دار اویس قرنی نیست/
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست/
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد/ 
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست/
بر مرده دلان پند مده خویش نیازار/
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست/
با مرد خدا پنجه میفکن چو نمرود/
این جسم خلیل است که آتش زدنی نیست/
خشنود نشو دشمن اگر کرد محبت/
خندیدن جلاد ز شیرین سخنی نیست/
جایی که برادر به برادر نکند رحم/
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست/
صد بار اگر دایه به طفل تو دهد شیر/
غافل مشو ای دوست که مادر شدنی نیست

ماجرای حمله به محل اختفای «رجوی» توسط شهید بابایی

 سرلشکر شهید «عباس بابایی» خلبان با کفایت نیروی هوایی ارتش، چهره نام‌آشنای رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و یار وفادار فرماندهان قرارگاه‌های عملیاتی است، که تا هنگام شهادت، بیش از 60 مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رساند؛ وی به خاطر لیاقتی که در دوران فرماندهی پایگاه شکاری اصفهان از خود نشان داد؛ به درجه سرهنگی ارتقاء یافته و به سمت معاون عملیات نیروی هوایی ارتش منصوب شد.

ایمان به خدا، روحیه شهادت‌طلبی، شجاعت، ایثاری و مجاهدتی که شهید بابایی در طول سال‌های دفاع مقدس از خود به نمایش گذاشت، همچون برگ زرینی بر تارک نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌درخشد. او با بیش از 3000 ساعت پرواز عملیاتی، قسمت اعظم عمر خویش را در پروازهای عملیاتی و یا قرارگاه‌ها و جبهه‌های جنگ در غرب و جنوب کشور سپری کرد. بیا ن برخی از  خاطرات وی از زبان نزدیگان:

 

هراس از کبر و غرور

عباس از کبر و غرور فوق‌العاده هراس داشت. به یاد دارم زمانی که فرمانده پایگاه اصفهان بود برای دیدن ما به قزوین آمد و چون ما در همان ایام برنامه تعزیه‌خوانی داشتیم، او هم طبق معمول در برنامه تعزیه‌خوانی شرکت کرد. در این تعزیه او در نقش یک سوار عرب ظاهر می‌شد که باید سوار اسب می‌شد و دور یکبار میدان گشت می‌زد. عباس لباس آن مرد را پوشید و سوار بر اسب به صحنه آمد، اما بعد از چند لحظه از اسب پیاده شد، فوراً خودم را به او رسانیدم و گفتم چرا از اسب پیاده شدی؟ با عصبانیت گفت: من سوار اسب نمی‌شوم چون بعد از سوار شدن بر اسب برای یک لحظه احساس کردم غرور مرا گرفت.

خلاصه عباس از اسب پیاده شد و این نقش را به صورت پیاده اجرا کرد، او که یک سرهنگ خلبان و فرمانده پایگاه هشتم شکاری بزرگترین پایگاه نیروی هوایی بود، از غروری که ممکن بود به علت سوار شدن بر اسب بر او مستولی شود، اینطور وحشت داشت.

راوی: مرحوم حاج اسماعیل بابائی- پدر شهید

 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران