هم افزا
آموزشی و اطلاع رسانی
یکشنبه 26 خرداد 1392 :: 21:02 ::  نويسنده : mm114

 

چند مدت بود سوالی برایم پیش امده بود که چراتمایل افراد به کسب تخصص به معنای واقعی کمتر و کمتر می شود( با توجه به هزینه و زمان مصروف نسبت به گذشته ) . اینجانب در این مقاله این فرض را گرفته ام که عدم وجود مدیریت قوی رفتارهای سیاسی در سازمانهای ما و به طبع آن در سطح جامعه که توسط فرهنگ سیاسی ما تضعیف می شود موجب شیوع رفتارهای سیاسی افسار گسیخته گردیده و چون انجام رفتار سیاسی راحتر و دارای تعهد کمتر و نتایج مطلوبتری در کوتاه مدت برای افراد می باشد افزایش یافته و در مقابل تخصص گرایی کاهش می یابد . اینجانب این بحث را با تعریفی از رفتار سیاسی شروع و حواشی آن را تبیین خواهم نمود و سپس به رابطه آن با قدرت خواهم پرداخت و درادامه به تعریفی از تخصص گرایی و میزان مناسب آن و سپس درآمدی بر فرهنگ سیاسی ایران و آسیب های آن خواهم داشت و در نهایت به نتیجه گیری از بحث خواهم پرداخت . البته ذکر دو نکته ، ضروری به نظر می رسد 1- تبیین این مساله مهم در این مجال کوتاه نمی گنجد و نیاز هست کارهای وسیعی در این بعد انجام پذیرد و جای کار برای شناخت تاثیرات رفتارهای سیاسی در کشورمان در ابعاد گوناگونی مانند بهره دهی سازمانهای خصوصی و دولتی فرار مغزها و فرار سرمایه ها و ... بسیار زیاد می باشد زیرا می توان با تبین چنین مسایلی که متاسفانه به دلیل سرو کار داشتن با منافع تعدادی خاص کمتر مورد توجه قرار گرفته است بسیاری از مشکلات را حل کرد 2- این مقوله می تواند ازدو بعد مورد بررسی قرار گیرد الف ) از بعد رفتار سازمانی که وارد بحثهای مربوط به رفتار سیاسی می شود ب ) تئوری سازمانی که وارد بحثهای مربوط به ذی نفعان سازمان و در جامعه وارد بحثهای کلان سیاسی کشور می گردد که اینجانب قصد دارم آن را از منظر اول یعنی رفتار سازمانی بررسی نمایم


 بخش اول

مقدمه

برخی مواقع در محیط های کاری با صحنه هایی مواجه می شویم که با تئوری های مدیریتی کاملا قابل توجیه نمی باشند .رفتارهایی مشاهده می شود که قابل مقایسه با هنجارهای داخل سازمان و یا سیستم نمیباشد ولی در عین حال و علیرغم عدم هم خوانی این رفتارها با هنجارها به حیات خود ادامه می دهند و حتی در برخی مواقع هنجارهای سیستم را نیز عوض می کنند . وقتی مشاهده می شود که مدیری فقط با تعداد خاصی از نفراتش کار می کند و با نمی تواند از تعدادی دیگر کار بخواهد و آنها را تحت فشار قرار نمی دهد و یا افرادی وجود دارند که بدون داشتن جایگاه رسمی به راحتی می توانند در تصمیمات رده های مختلف مدیریت تاثیر گذار باشند. یا فردی عنوان می نماید که جو این محیط بسیار سنگین بوده و اجازه نفس کشیدن به انسان نمی دهد . این موارد مارا به سمت این سوالها رهنمون می نمایند که اولا چنین رفتارهایی می تواند دریک سازمان وجود داشته باشد ! . ثانیا اگر وجود داشته باشد خوب است یا بد . سوما اگر خوب است چگونه می توان تبیین و توجیه کرد (چون برخلاف عرف و مقررات است ) و اگر بد است چگونه آن را باید کنترل و تقلیل داد . 

مباحث

 

 

Ò3-1- 1 ) رفتار سیاسی
Ò3-1-2 )تعریف و حوزه رفتار سیاسی در سازمان
Ò3-1- 3 )رابطه قدرت و رفتار سیاسی
Ò3-1- 4 )عوامل موثر بر رفتار سیاسی
Ò3-1- 5 )شرایطی که صحنه بروز رفتار سیاسی را فراهم می آورند
Ò3- 1-6 ) سطوح رفتارهای سیاسی در سازمان
Ò 3-1- 7 ) انواع حسن استفاده /سوء استفاده سیاسی
Ò 3-1- 8)تاکتیکهای سیاسی
Ò 3-2 )آسیب شناسی وزمینه های موجود در فرهنگ سیاسی ایران برای بروز رفتارهای سیاسی نامطلوب
Ò3-3 )تخصص گرایی
Ò 3-4)نتیجه گیری
Ò 3-5)پیشنهادها
 

 

 

رفتار سیاسی

 

Òبیشتر دانشجویان علم رفتار سازمانی بحث و بررسی پیرامون رفتار سیاسی در سازمان را آموزش فریبکاری و دسیسه بازی به شمار می آورند . گمان می رود بار منفی این عنوان به دلیل عملکرد سیاستمدارنی باشد که برای دستیابی به امیالشان مردمان را نردبان ترقی خود ساخته و با پای گذاشتن بر دوش آنان زمینه های نگرش بد بینانه نسبت به سیاست را در میان مردم به وجود آورده اند . به هرحال همان گونه که ملاحظه خواهید کرد رفتارهای سیاسی در سازمان شامل داد و ستد های نامشروع است ولی محدود به آن نیست . امروزه رفتارهای سیاسی در سازمان واقعیتی انکار ناپذیر و از هر زمانی آشکارتر است . یکی از مدیران رفتار سیاسی در سازمان را بدین گونه بیان می کند . بیشتر آدمها دوست دارند که سازمان ساختاری منطقی داشته و تقسیم کار معقولی در آن صورت پذیرفته باشد و ارتباطات بر اساس سلسله مراتبی روشن جریان داشته باشد و اختیارات هر فرد سازمانی به منظور دستیابی به هدفهای سازمانی به خوبی تعریف شده باشد . ولی سازمانها را افرادی با برنامه های شخصی تشکیل می دهند که گویی برای کسب قدرت و نفوذ در دیگران تدبیر می شوند . این دستور کار یا بازی ، دنیای سیاست سازمانی نام دارد در دنیای سیاست از ساختار منطقی پرهیز می شود . از سلسله مراتب ارتباطات سوء استفاده می گردد و اختیارات قانونی نادیده گرفته می شود . قوانین دنیای سیاست هرگز نوشته نمی شود و به ندرت مورد بحث قرار می گیرد . برای برخی از آدمها سیاسی کاری ، طبیعت و ماهیت دوم به شمار می آید . آنان به طور غریزی قوانین ناگفته بازی سیاسی را می دانند . دیگران باید بازی سیاسی را فرا گیرند . مدیرانی که رفتارهای سیاسی در سازمانهای خود را نمی شناسند نه تنها در ارتقاء و استفاده از امتیازات زیان خواهند دید بلکه در انجام کارهایشان نیز مشکل خواهند داشت 

 

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران