هم افزا
آموزشی و اطلاع رسانی
دوشنبه 24 تیر 1392 :: 14:23 ::  نويسنده : mm114

تعریف و حوزه رفتار سیاسی در سازمان

رفتارهای سیاسی در سازمان شامل اعمال آ گاهانه ای است که برای نفوذ توسط افرادیا گروهها به منظور دستیابی یا حفاظت از منافع خود به هنگام وجود راه حلهای متضاد صورت می گیرد . تاکید بر((منافع خود )) در این تعریف , رفتار سیاسی را از نفوذ اجتماعی تمایز می کند . مدیران همواره برای کسب تعادل میان منافع فردی کارکنان و منافع سازمان در چالش هستند . ناگفته نماند که گاهی تعقیب منافع فردی ممکن است در خدمت منافع سازمان نیز باشد . هنگامی که پیگیری منافع فردی موجب فرسایش یا شکست منافع سازمانی شود رفتار سیاسی به صورت نیرویی بازدارنده در می آید . برای مثال به تازگی پژوهشگران از تاکتیک سیاسی پالایش و تحریف اطلاعاتی که باید به رییس برسد خبر می دهند که این عمل خود خدمتی, کارمندانی را که موظف به دادن اطلاعات بودند در بهترین وضعیت ممکن قرار داده بودبرخی از پژوهشگران , رفتار سیاسی در سازمان را به فعالیتهایی اطلاق می کنند که بخشی از نقش رسمی فرد نیست ولی برای اثر گذاری یا تلاش برای اثرگذاری بر توزیع مزایا یا مضار در سازمان صورت می پذیرد. این تعریف عوامل کلیدی را که بیشتر افراد هنگام گفتگو درباره سیاست در سازمان مدنظر دارند در بر می گیرد :
1- رفتار سیاسی خارج از شرح شغل مشخص فرد است

2-رفتار سیاسی تلاش برای استفاده از پایگاههای قدرت فرد را طلب می کند
3-این تعریف در برگیرنده تلاشهای است که به منظور اثر گذاری بر اهداف , شاخصها ,یا فراگردهای تصمیم گیری در سازمان صورت می گیرد .
در ضمن این تعریف ازجامعیت کافی برخوردار است و رفتارهای سیاسی گوناگون نظیر پنهان کردن اطلاعات کلیدی از تصمیم گیرندگان , در بوق و کرنا کردن , پخش شایعه , نشت اطلاعات محرمانه در باره فعالیتهای سازمانی به رسانه های جمعی , بده
بستانها درسازمان برای منافع دو جانبه , تبلیغ از جانب فرد خاص یا علیه فرد خاص یا تبلیغ برای گزینه ای خاص در تصمیم گیری را شامل می شود . برخی دیگر رفتار سیاسی را مدیریت نفوذ برای کسب غایتهای غیر مجاز یا کسب غایتهای مجاز از طریق ابزارهای نفوذ غیر مجاز تعریف کرده اند

رابطه قدرت و رفتار سیاست

علم سیاسیت و رفتار سیاسی , با قدرت ارتباط تنگاتنگی دارد و اساسارفتار سیاسی بر استفاده از قدرت برای اثر گذاری بر تصمیم گیری در سازمان یا رفتار افراد سازمان با هدف شخصی تمرکز دارد . یکی از پژوهشگران کوشیده است با نشان دادن برخی از واقعیتهای جدی رفتار سیاسی بر پاره ای از آرزوهای آدمی از جمله داشتن سازمانهای ایدئال با ساختار منطقی و انسانی خط بطلان بکشد . وی چهار اصل درباره قدرت در سازمان ارائه می دهد که به شناخت واقعیتهای سیاسی در سازمان کمک می کند : 1- سازمان ترکیبی از ائتلافهاست که برای دستیابی به منافع , انرزی و نفوذ با یکدیگر در رقابتند .
2-ائتلافهای گوناگون در جستجوی حفاظت از منافع و موقعیتهای نفوذ خود از طریق متعادل سازی فشارهای محیطی و آثار
آنها هستند
3- توزیع نابرابر قدرت خود آثارغیر انسانی به همراه دارد .
4- اعمال قدرت در سازمان یکی ازجنبه های قطعی اعمال قدرت و از نمودهای آن در سیستم بزرگتر یعنی اجتماع است
رفتار سیاسی مانند سایر جنبه های پویای سازمانی فراگرد ساده ای نیست و از ساذزمانی به سازمان دیگر و حتی از واحدی به واحد دیگر تفاوت می کند . با استفاده از ادبیات رفتار سیاسی به تازگی تعریف جامعی از رفتارسیاسی ارائه شده است .

عوامل موثر بر رفتار سیاسی
همه گروهها یا سازمانها به یک اندازه سیاسی رفتار نمی کنند . برای مثال در برخی از سازمانها رفتارهای سیاسی بسیار آشکار است در حالی که در برخی دیگر , رفتار سیاسی نقش چندانی در نتایج عملکرد ندارد . در مطالعات و مشاهدات اخیر عواملی که مشوق رفتار سیاسی اند شناسایی شده اند . برخی از این عوامل ویژگیهای فردی و برخی دیگر نتیجه فرهنگ سازمانی یا محیط داخلی سازمانها و گروهها هستند

تاکتیکهای سیاس

    1- سرزنش یا حمله به دیگران

Ò     2- استفاده از اطلاعات به عنوان ابزار سیاسی

Ò     3- ایجاد تصویر مطلوبی از خود

Ò     4- ایجاد پایگاه حمایتی برای خود

Ò     5- ستایش دیگران

Ò     6- تشکیل ائتلافهای قدرت با هم پیمانهای قوی

Ò     7- معاشرت با افراد با نفوذ ( خود را با فاراد با نفوذ مرتبط جلوه دادن )

Ò     8- ایجاد الزامهای اخلاقی

Ò     9- فشار

Ò     10- اجبار

Ò     11- ایجاد مانع

Ò     12- توسل به مقامات عالی

Ò     این تاکتیکها به واکنشی و فعالانه قابل تقسیم هستند

 

 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران